|
تکنولوژی و کاربرد آن در صنعت آموزش و
پژوهش :
ورود و گسترش تکنولوژی در زندگی بشر همه
جوانب آن را در مدت کوتاهی دستخوش تغییرات
کرده است ، بطوریکه مرز رؤیاها در هم
شکسته شده و مواردیکه تا دیروز آرزوهائی
محال و دست نیافتنی می نمود امروز به
واقعیتی در حال قدیمی شدن بدل گشته است که
با سرعت شگرفی به سمت تحولات آینده پیش می
رود .
صنعت
آموزش و پژوهش نیز از این قاعده مستثنی
نبوده و در چند سال اخیر متحمل دگرگونیهای
بسیاری گشته است.اگر آموزش در گذشته فقط
جنبه ماجراجوئی و ثبت احوالات داشته یا
نهایتاً ابزاری برای بقاء بوده است ؛
امروزه به شکل یک علم تلفیق شده با ابزار
درآمده که کاملاً شکلی صنعتی به خود گرفته
است.
در موج سوم و دنیای مبتنی بر تکنولوژی
اطلاعات دیگر مجال آزمون و خطا نیست.دیگر
زمان تجربه کردن تجربه ها و موازیکاریهای
بی هدف به سر آمده و جامعه ای هرروز فاصله
خود با دیگر جوامع را به لحاظ پیشرفت
افزون می کند که برروی زیرساختها سرمایه
گذاری کرده باشد ، بخصوص در زمینه آموزش و
پژوهش که خود امری بنیادین است.
واقعیت آنست که امروز جامعه آموزشی و
پژوهشی ما به عنوان خشت اولیه بنای پیشرفت
مملکت این وظیفه خطیر که همانا نهادینه
کردن مؤلفه های علم و دانش در جهت پیشرفت
و تعالی تک تک حوزه های مرتبط است را بر
دوش می کشد که باید توجه داشت تکنولوژی
نیز از این امر بی بهره نخواهد ماند.
اما سؤال اساسی اینست که در واقع پیشرفت
علم و تکنولوژی چگونه می تواند به جامعه
آموزشی و پژوهشی ما یاری رساند؟چگونه می
توان از همه ظرفیتها و پتانسیلها در
راستای بهینه کردن وضع موجود و حرکت به
سمت ایده آل های مورد نظر بهره جست؟
اجازه بدهید با ذکر مثالی این نکته را
برای شما آشکار کنم.یک کلاس درسی چند نفره
را مجسم کنید ؛در این کلاس چند نفر حضور
واقعی دارند و نه صرفاً حضور فیزیکی؟چند
نفر از کسانی که سخنان استاد را گوش می
دهند درحال درک و فهمیدن مطالب اند و چند
نفر از سر خجالت یا همراهی سری به نشانه
تأیید تکان می دهند؟! در یک سیمنار یا
همایش اوضاع به چه گونه است ؟آیا همه حضار
با تمام توجه به موضوعات مطروحه گوش فرا
داده اند یا برخی در حال چرت زدن ،گفت و
شنود با بغل دستی و یا نوشتن پیام کوتاه
در تلفن همراه خود هستند؟
علیرغم اینکه سالنهای ما دارای همه نوع
امکانات رفاهی یا آموزشی مانند نورپردازی
مناسب،سیستم صوتی و تصویری با کیفیت،
LCDها
یا پرده های عریض پروجکشن ،تهویه عالی و
تریبون زیبائی برای سخنران هستند ؛چقدر به
هدف خود دست پیدا می کنند؟ حضار که هدف
اصلی این محافل هستند چقدر حضور واقعی و
مؤثر در جمع دارند و این امکانات تا چه حد
برای آنان کارکرد مفیدی دارد؟چه بسا که
تمام این اجزاء درسالنهای تجهیز شده برای
مجالس و مهمانی ها نیز بکار گرفته می شوند
و هر لحظه ممکن است این سمینارها اگر به
اهداف خود نرسند به مهمانیها و همایشهای
تشریفاتی بی حاصل تبدیل گردند که عملاً
چیزی جز اتلاف وقت و سرمایه به همراه
ندارند!
به
جرأت می توان گفت که تا امروز هیچ کس نمی
توانست با صراحت بگوید که از یک سالن
همایش چه تعداد از حضار از مطالب ارائه
شده در آنجا بهره کافی برده اند و چه
تعداد به هر دلیلی در بحث ها مشارکت نکرده
و یا به لحاظ علمی یا زمینه کاری متفاوت و
یا به هردلیل دیگری از موضوع اصلی دور
بوده اند؟!
نهایت
آنچه که انجام می شد این بود که تعدادی
دستان خود را در پاسخ به این سوال که چه
افرادی این موضوع را به درستی متوجه نشده
اند بالا ببرند و حال تشخیص اینکه کسانیکه
دستهای خود را بالا نیاورده اند براستی
موضوع را متوجه شده اند و یا از سر خجالت
یا به هر دلیل دیگر دست خود را بالا
نیاورده اند؛ خود مشکل دیگریست.
آیا در یک کلاس درس که شاگردان نمرات
بالائی کسب نمی کنند مشکل از درس نخواندن
شاگردان است یا معلم درس را به درستی
تفهیم نمی کند!
اینکه آیا معلم نمی تواند بدون محدودیت به
تک تک شاگردان سر بزند و یا سخنران مجبور
است برای از دست ندادن کنترل جلسه و کنترل
محتویات مورد ارائه خود،مدام در پای
تریبون یا پشت لب تاپ خود بماند.
آیا برای نوشتن الزاماً باید پشت به حضار
بود و از حرکت و ارتباط چهره به چهره و
نفوذ کلام کاست.
آیا در پایان یک همایش یا کلاس نباید یک
بررسی آماری مکتوب شده و یا جمعبندی نهایی
و تحلیل شده داشت و برای استفاده های مورد
لزوم در آینده بایگانی کرد؟
اینها و شاید هزاران سوال دیگر مواردیست
که ما برای آنها راه حلهائی را ارائه کرده
ایم.
|