|
به
جرأت می توان گفت که تا امروز هیچ کس نمی
توانست با صراحت بگوید که از یک سالن
همایش چه تعداد از حضار از مطالب ارائه
شده در آنجا بهره کافی برده اند و چه
تعداد به هر دلیلی در بحث ها مشارکت نکرده
و یا به لحاظ علمی یا زمینه کاری متفاوت و
یا به هردلیل دیگری از موضوع اصلی دور
بوده اند؟!
نهایت
آنچه که انجام می شد این بود که تعدادی
دستان خود را در پاسخ به این سوال که چه
افرادی این موضوع را به درستی متوجه نشده
اند بالا ببرند و حال تشخیص اینکه کسانیکه
دستهای خود را بالا نیاورده اند براستی
موضوع را متوجه شده اند و یا از سر خجالت
یا به هر دلیل دیگر دست خود را بالا
نیاورده اند؛ خود مشکل دیگریست.
آیا در
یک کلاس درس که شاگردان نمرات بالائی کسب
نمی کنند مشکل از درس نخواندن شاگردان است
یا معلم درس را به درستی تفهیم نمی کند!
اینکه
آیا معلم نمی تواند بدون محدودیت به تک تک
شاگردان سر بزند و یا سخنران مجبور است
برای از دست ندادن کنترل جلسه و کنترل
محتویات مورد ارائه خود،مدام در پای
تریبون یا پشت لب تاپ خود بماند.
آیا برای
نوشتن الزاماً باید پشت به حضار بود و از
حرکت و ارتباط چهره به چهره و نفوذ کلام
کاست.
آیا در
پایان یک همایش یا کلاس نباید یک بررسی
آماری مکتوب شده و یا جمعبندی نهایی و
تحلیل شده داشت و برای استفاده های مورد
لزوم در آینده بایگانی کرد؟
اینها و
شاید هزاران سوال دیگر مواردیست که ما
برای آنها راه حلهائی را ارائه کرده ایم.
|